شهادت چشم انداز گسترده اي دارد كه تناسب زواياي نگاه تماشاگر معماري بينش اهل شهود و حضور ، مناظر متنوع مي يابد.

گسترده ي شهادت ، پنجره اي است كه به سوي بهشت و ملكوت رهيافتگان است و سوي ديگر ، سايه پروي شاخه گستري سدره و طوبي ! سمت و سوي ، مناظر جويباران سرشار از عسل زلال است و سوي ديگر ، نوشانوش خراباتيان مست و مدهوش كه باده از دست ساقي ازلي مي نوشند: «و سقهم ربهم شرابه طهورا.»

زندگي زيباست زيرا عطيه ي خداي جميل است :«كنت كنزاً مخفياً فاحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف» ، اما ، زندگي با همه توانمندي هايي كه دارد ، قادر نيست همه زيبايي هاي خود را بيان كند و در اين ميان ، شهادت است كه پرتو قلمهاي خون نگار خود ، ميتواند به ژرفاي زندگي راه يابد و زيبايي هاي نامكشوف زندگي را پيش روي شهيدان و شاهدان باز گشايد.همانگونه كه طبيعت نيز مي تواند همه زيبايي هاي خود را بيان كند و در اين ميان شاعران و هنرمندانند كه قادرند با سفينه خيال به اعماق طبيعت راه يافته و لايه هاي رويين طبيعت را پيش روي انسان به نمايش در آورند.


آري شهادت ، هنر مردان خداست !



از آب فرات رنگ و بو مي گيريم

از دست ابالفضل سبو مي گيريم

در محضر آفتاب چون پير  صدوق

با خون گلوي خود وضو  ميگيريم


«عاشق شهادت»