هنر مردان خدا...

شهادت چشم انداز گسترده اي دارد كه تناسب زواياي نگاه تماشاگر معماري بينش اهل شهود و حضور ، مناظر متنوع مي يابد.
گسترده ي شهادت ، پنجره اي است كه به سوي بهشت و ملكوت رهيافتگان است و سوي ديگر ، سايه پروي شاخه گستري سدره و طوبي ! سمت و سوي ، مناظر جويباران سرشار از عسل زلال است و سوي ديگر ، نوشانوش خراباتيان مست و مدهوش كه باده از دست ساقي ازلي مي نوشند: «و سقهم ربهم شرابه طهورا.»
زندگي زيباست زيرا عطيه ي خداي جميل است :«كنت كنزاً مخفياً فاحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف» ، اما ، زندگي با همه توانمندي هايي كه دارد ، قادر نيست همه زيبايي هاي خود را بيان كند و در اين ميان ، شهادت است كه پرتو قلمهاي خون نگار خود ، ميتواند به ژرفاي زندگي راه يابد و زيبايي هاي نامكشوف زندگي را پيش روي شهيدان و شاهدان باز گشايد.همانگونه كه طبيعت نيز مي تواند همه زيبايي هاي خود را بيان كند و در اين ميان شاعران و هنرمندانند كه قادرند با سفينه خيال به اعماق طبيعت راه يافته و لايه هاي رويين طبيعت را پيش روي انسان به نمايش در آورند.
آري شهادت ، هنر مردان خداست !
از آب فرات رنگ و بو مي گيريم
از دست ابالفضل سبو مي گيريم
در محضر آفتاب چون پير صدوق
با خون گلوي خود وضو ميگيريم
«عاشق شهادت»
شهدا این زخم خوردگان تیر عشق، این بی توقعان بی توقع تر از کویر! رفتند تا ابرهای سیاه را از آسمان اندیشه ها فراری دهند - رفتند تا زمستان بوی بهار بگیرد، اگرچه نگاه های سرد همیشه بر سنگ فرش مزار مقدسشان جا خوش کرده!