تفکر بسیجی، فرهنگ ارزشی پرباری است که برای احیای قرآن و فعال نمودن ارزشهای فراموش شده از صدر اسلام تا عاشورای حسینی و قیام های مسلمین در مسیر تاریخ و انقلاب اسلامی، شکل گرفته است، جنبه های گوناگون حماسی بسیج که درس ایثار، رشادت و پایداری را به انسان ها می آموزد، ریشه های روشنی در فرهنگ قرآنی دارد.

خداوند در قرآن می فرماید: ولو لادفع اللّه النّاس بعضهم ببعضٍ لهدّمت صوامع وبیعٌ و صلواتٌ و مساجد یذکر فیها اسم اللّه کثیراً و لینصرنّ اللّه من ینصره انّ اللّه لقویٌ عزیز؛ و اگر خداوند بعضی را توسط برخی دیگر دفع نکرده بود، دیرها، کلیساها،کنشت ها و مسجدهایی که نام خدا در آن ها به فراوانی برده می شود ویران می گردید و خدا هر کس را که یاریش کند، کمک می نماید و او خدایی است توانا و پیروزمند.

آری اگر بسیجیان، مؤمنان و ایثارگران مخلص از اهل ایمان دفاع نکنند و دست روی دست بگذارند طاغوت ها، مستکبران و ستمگران اجازه نمی دهند مردم به عبادت و ذکر خدا روی آورند، البته مدافعان قلمرو توحید در این عرصه تنها نمی باشند و وعده الهی درباره نصرت آنان حتمی است و از امدادهای پروردگار با وجود آن که در بسیاری از میادین از نظر نفرات و ساز و برگ جنگی در اقلّیت بودند بر دشمنان پیروز شدند. البته آنان پس از این غلبه و فتح بزرگ به زندگی دنیایی، عیش و نوش و رفاه طلبی روی نمی آورند بلکه فتوح افتخار آفرین را نردبانی برای ترقی معنوی خود و جامعه قرار می دهند و ارتباط خویش را با خدا محکم و با جامعه الهی پیوندی استوار دارند و به برپایی نماز، پرداخت زکات و امر به معروف و نهی از منکر توجه می نمایند. زیرا این امور پایه های اساسی یک جامعه سالم را به وجود می آورند:

«الّذین ان مکّناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزّکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و للّه عاقبة الامور؛ همان کسان که اگر در زمین مکانتشان دهیم نماز می گزارند، زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و فرجام امور با خداست.»

قرآن در فراز دیگری به دنبال نبرد داود با جالوت و به قتل رسانیدن او می فرماید:

«فهزموهم باذن اللّه و قتل داود جالوت و آتاه اللّه الملک و الحکمة و علّمه ممّا یشاء و لولا دفع اللّه الناس بعضهم ببعضٍ لفسدت الارض ولکن اللّه ذوفضلٍ علی العالمین؛ پس به خواست خدا ایشان را بشکستند و داود جالوت را به قتل رسانید و خدا به او حکومت و حکمت داد و آن چه می خواست به وی آموخت و اگر خداوند بعضی از مردم را توسط بعض دیگر دفع نمی کرد زمین تباه می شد ولی حق تعالی فضل و کرم خویش را بر جهانیان ارزانی می دارد. و این آیه خود حکمت تأسیس بسیج و فلسفه جهاد و دفاع در راه خدا را گوشزد می نماید.

قرآن برای تحقق یافتن چنین امر مبارکی می فرماید:

«انفروا خفافاً و ثقالاً و جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل اللّه ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون؛ به سوی نبرد روانه شوید خواه بر شما آسان باشد خواه سخت و با دارایی و اموال و جان خویش در راه خدا جهاد کنید، اگر بدانید خیر شما در این است.» یعنی هیچ عاملی نباید بهانه ای برای عدم بسیج مردم به سوی ستیز با کفار، مشرکان و متجاوزان گردد، فقر یا ثروت، کثرت مشاغل زندگی، دل بستگی و وابستگی به خانواده، خویشاوندان و دوستان، مانع این حرکت نخواهد بود. تجهیز نیروها و امکانات در برابر دشمنان نیز اصلی است که قرآن بر آن تأکید دارد: «و اعدّوا لهم مااستطعتم من قوةٍ و من رباط الخیل ترهبون به عدوّ اللّه و عدوّکم و آخرین من دونهم لاتعلمونهم اللّه یعلمهم و ماتنفقوا من شی ء فی سبیل اللّه یوفّ الیکم و انتم لاتظلمون؛ و در برابر (دشمنان) تا می توانید نیرو و اسبان سواری آماده کنید تا دشمنان خدا و خودتان و جز آن ها که شما نمی شناسید و البته خدا می شناسد را(از قدرت خود) بترسانید و آن چه را که در راه خدا هزینه می کنید، به تمامی به شما بازگردانیده شود و به شما ستم نمی گردد.»

یکی از جنبه های مورد توجه در قرآن استقامت در راه حق است و خداوند به رسولش می فرماید: «فاستقم کما امرت و من تاب معک؛ همچنان که مأمور شده ای ثابت قدم باش» و امام خمینی در این باره می گوید: «در این دنیا کسانی که برای شرافت خودشان،...برای شرافت اسلام اموری را انجام می دهند...اگر در دنبالش استقامت داشته باشند، آن ها را حوادث نلرزاند، این ها به مقصد می رسند برای این که استقامت یک امر مهمّی است. چه بسا پیروزی هایی که برای ملّتی پیش می آید برای این که استقامت ندارند و سستی می کنند آن پیروزی از دستشان می رود.»

استقامت برای رفع فتنه لازم است و رسول اکرم (ص) نگران آن است که مبادا امّت اسلامی پایداری نورزند و چون استقامت از شروط مهم پیروزی است امام خمینی از مردم این مرز و بوم انتظار دارد تحول روحی مزبور را حفظ کنند، این ویژگی نهضت اسلامی را بیمه می نماید، ملّت پایدار، از مشکلات هراس ندارد و برای صدور انقلاب خود از این اصل استوار بهره می برد و باید برای استقرار حق و محو باطل به این عنصر سازنده و رشد دهنده روی آورد. امام خمینی یادآور می شود:

«پیامبر اکرم(ص) و ائمه هدی در چه غربت هایی برای دین حق و امحاء باطل استقامت و ایستادگی نموده اند و از تهمت ها و اهانت ها و زخم زبان های ابولهب ها، ابوجهل ها و ابوسفیان ها نهراسیده اند و در شدیدترین محاصره های اقتصادی در شعب ابی طالب به راه خود ادامه داده اند و تسلیم نشده اند و سپس با تحمل هجرت ها و مرارت ها در مسیر دعوت حق و ابلاغ پیام خدا و حضور در جنگ های پیاپی و نابرابر و مبارزه با هزاران توطئه و کارشکنی ها، به هدایت و رشد همت گماشته اند که دل صخره ها و سنگ ها و بیابان ها و کوهها و کوچه ها و بازارهای مکه و مدینه پر است از هنگامه پیام رسالت آنان.»